انگیزهها موجبِ پویاییمان
میشوند، بی پروا به آنچه داریم پشتِ پا میزنیم، گوشهایمان سنگین از
ندایِ غمآلودِ یارِ دلسوز، وجودمان مملو از غرور با دیدنِ چشمانِ پر از
غمی که سد راهمان شدهاند و پاهایمان بیپروا از فردایِ نامعلوم، به سویِ
سرابِ دور میشتابند، غافل از آنکه گذرِ چند سد (=صد) روزهی زمان، ناقوسِ پایانِ خوابِ غفلت را به صدا در میآورد.
هرچند که راهی برایِ جبرانِ غفلت ات نمانده است، اما در همین نزدیکی کسی به نگاه داشتِ حرمت "هفت" هزار سالگان، تقدیم میکند...
هرچند که راهی برایِ جبرانِ غفلت ات نمانده است، اما در همین نزدیکی کسی به نگاه داشتِ حرمت "هفت" هزار سالگان، تقدیم میکند...
داریوش دولتشاهی